پیش فاکتوری روی میز است: ورق شیروانی گالوانیزه و چند تن پروفیل از یک تأمین کنندهٔ ترک، قیمت به دلار و چند سطر ریز انگلیسی مثل «Terms: FOB Mersin» و «Coating: Z275». پیمانکاری که این سطرها را درست نخواند، ممکن است مسئولیت حمل را اشتباه بپذیرد یا ورقی با پوشش ضعیف تر تحویل بگیرد.
اصطلاحات انگلیسی واردات آن قدر زیاد نیستند که نشود یادشان گرفت. این واژه نامه چهل مورد را در چهار گروه آورده: اسناد، اینکوترمز، مشخصات فنی مصالح و بازرسی و حمل. برای هر مورد، معنی فارسی و نکته ای که روی یک پروژهٔ ساختمانی به کار می آید کنارش است.
اسناد؛ پوشه ای که محموله را می سازد

هر محموله با یک پوشهٔ کاغذی همراه است و غلط بودن یک حرف از نام شرکت یا یک رقم از کد تعرفه می تواند ترخیص را هفته ها عقب بیندازد. ده سند و مفهوم پایه این جاست.
| اصطلاح | معنی | نکتهٔ کاربردی |
|---|---|---|
| Proforma Invoice | پیش فاکتور | مبنای مذاکره و برنامه ریزی است، نه درخواست پرداخت |
| Commercial Invoice | فاکتور تجاری | گمرک با آن حقوق و عوارض را حساب می کند |
| Purchase Order (PO) | سفارش خرید | شمارهٔ آن باید روی همهٔ اسناد تکرار شود |
| Packing List | فهرست بسته بندی | وزن، ابعاد و تعداد هر بسته؛ با کالای رسیده مطابقت دهید |
| Bill of Lading (B/L) | بارنامهٔ دریایی | رسید حمل، شاهد قرارداد حمل و سند مالکیت کالاست |
| Certificate of Origin (CO) | گواهی مبدأ | کشور ساخت را نشان می دهد و روی تعرفه اثر می گذارد |
| Mill Test Certificate (MTC) | گواهی آزمون کارخانه | ترکیب شیمیایی و خواص مکانیکی فولاد را ثبت می کند |
| Letter of Credit (L/C) | اعتبار اسنادی | تعهد بانک به پرداخت، به شرط ارائهٔ اسناد منطبق |
| HS Code | کد تعرفهٔ گمرکی | شش رقم اول در بیشتر کشورها یکسان است |
| Customs Declaration | اظهارنامهٔ گمرکی | مشخصات کالا و ارزش آن را به گمرک اعلام می کند |
پیش فاکتور و فاکتور تجاری را یکی نگیرید. پیش فاکتور برای مرحلهٔ مذاکره است و قابل تغییر؛ فاکتور تجاری بعد از فروش صادر می شود و برای گمرک و پرداخت به کار می رود. گواهی آزمون کارخانه را از همان ابتدا در قرارداد بخواهید، چون بعد از حمل گرفتنش دشوار می شود. بارنامه و فهرست بسته بندی را هم وقتی کالا هنوز در راه است از تأمین کننده به صورت پیش نویس بگیرید و با سفارش مقایسه کنید؛ اصلاح یک غلط املایی قبل از بارگیری ساده است و بعد از رسیدن کشتی، پرهزینه.
اینکوترمز؛ مرز مسئولیت خریدار و فروشنده
اینکوترمز مجموعه ای از قواعد است که تعیین می کند هزینه و ریسک حمل در چه نقطه ای از فروشنده به خریدار می رسد. ویرایش ۲۰۲۰ یازده قاعده دارد و هشت تای پرکاربردش را در جدول می بینید. راهنمای ICC دربارهٔ تفاوت CIF و CIP نشان می دهد چرا بیمه یکی از جزئیاتی است که باید در قرارداد روشن شود.
| اصطلاح | معنی | نکتهٔ کاربردی |
|---|---|---|
| EXW (Ex Works) | تحویل در کارخانه | خریدار بارگیری و همهٔ هزینه ها و ریسک را از در کارخانه می پذیرد |
| FCA (Free Carrier) | تحویل به حمل کنندهٔ خریدار | فروشنده کالا را در محل توافق شده به حمل کنندهٔ خریدار می دهد |
| FOB (Free On Board) | تحویل روی کشتی | ریسک وقتی منتقل می شود که کالا روی کشتی در بندر مبدأ بارگیری شده باشد |
| CFR (Cost and Freight) | هزینه و کرایه | فروشنده کرایهٔ دریایی تا بندر مقصد را می دهد، اما ریسک از بارگیری با خریدار است |
| CIF (Cost, Insurance and Freight) | هزینه، بیمه و کرایه | مثل CFR، با بیمهٔ حداقلی که فروشنده می خرد |
| CPT (Carriage Paid To) | کرایهٔ حمل پرداخت شده تا | برای هر نوع حمل؛ فروشنده کرایه را تا مقصد می دهد |
| DAP (Delivered at Place) | تحویل در مقصد | کالا آمادهٔ تخلیه در مقصد است؛ ترخیص واردات با خریدار می ماند |
| DDP (Delivered Duty Paid) | تحویل با پرداخت عوارض | فروشنده تا ترخیص و پرداخت حقوق ورودی را هم می پذیرد |
بیشتر اصطلاحات انگلیسی واردات که در پیش فاکتور می بینید همین هایند و تفاوتشان فقط یک سه حرفی نیست. با FOB یا CFR، ریسک وقتی به شما می رسد که کالا هنوز در بندر مبدأ است؛ با DAP، تقریباً تا درِ مقصد با فروشنده است. قیمت پایین تر روی FOB یعنی هزینهٔ کرایه و بیمه را خودتان باید حساب کنید. به همین دلیل، دو پیشنهاد با دو اینکوترمز متفاوت را فقط با مقایسهٔ عدد آخر نمی شود سنجید؛ باید هر دو را به یک مبنا، مثلاً قیمت تحویل در انبار خودتان، برگرداند.
مشخصات فنی؛ آنچه روی ورق و پروفیل می نشیند

اینجا واژه ها از حقوق به مهندسی می رسند. برای ورق و پروفیل، سه چیز را همیشه بنویسید: ضخامت، جنس و پوشش. اگر ضخامت فقط به «gauge» آمده، کمی بیشتر دقت کنید.
| اصطلاح | معنی | نکتهٔ کاربردی |
|---|---|---|
| Gauge | شمارهٔ ضخامت ورق | سیستم های شماره گذاری فرق دارند؛ ضخامت را به میلی متر بخواهید |
| Tolerance | رواداری | حد مجاز اختلاف ابعاد یا ضخامت با مقدار اسمی |
| Galvanized | گالوانیزه | فولاد با پوشش روی برای مقاومت در برابر زنگ |
| Coating mass (Z275) | جرم پوشش روی | Z275 یعنی ۲۷۵ گرم بر مترمربع، مجموع دو روی ورق |
| PPGI | ورق گالوانیزهٔ رنگی | ورق گالوانیزه با رنگ پیش اعمال شده، رایج در پوشش سقف |
| Corrugated sheet | ورق موجدار | برای سقف و دیوار؛ گام و ارتفاع موج را مشخص کنید |
| Hollow section | پروفیل توخالی (قوطی) | مربع یا مستطیل؛ ابعاد و ضخامت جداره را جدا بنویسید |
| Yield strength | تنش تسلیم | تنشی که فولاد پس از آن ماندگار تغییر شکل می دهد |
| Tensile strength | مقاومت کششی | بیشترین تنشی که قبل از پاره شدن تحمل می کند |
| Load-bearing | باربر | عضوی که وزن سازه را تحمل می کند و نباید جایگزینش کرد |
| Sandwich panel | پنل ساندویچی | دو ورق با هستهٔ عایق؛ ضخامت هسته را بخواهید |
| Fire-rated | دارای رتبهٔ مقاومت در برابر آتش | رده و گواهی آزمون آتش را در مدارک بخواهید |
ستون «نکتهٔ کاربردی» جایی است که بیشتر خطاها رخ می دهد. برای نمونه، «Z275» عدد پوشش را روی هر دو سطح جمع می زند و ورقی با ضخامت پوشش کمتر، در محیط مرطوب یا ساحلی زودتر زنگ می زند. اگر پروژه در منطقهٔ مرطوب است، از تأمین کننده بخواهید جرم پوشش را کتباً تأیید کند. دربارهٔ پروفیل هم همین قاعده برقرار است: «load-bearing» روی نقشه یعنی عضو در انتقال بار نقش اصلی دارد و جنس یا ضخامتش را بدون تأیید مهندس محاسب عوض نکنید.
بازرسی، حمل و ترخیص

آخرین گروه به لحظه ای مربوط است که ورق ها روی کشتی می روند. اینجا کنترل کیفیت و هزینه های پنهان است؛ ده اصطلاح زیر بیشتر از همه جدی گرفته می شوند.
| اصطلاح | معنی | نکتهٔ کاربردی |
|---|---|---|
| Pre-shipment inspection (PSI) | بازرسی پیش از حمل | کیفیت و تعداد قبل از بارگیری بررسی می شود |
| Third-party inspection | بازرسی شخص ثالث | شرکت مستقل از خریدار و فروشنده؛ هزینه اش را در قرارداد مشخص کنید |
| Lead time | مدت تحویل | از تأیید سفارش تا آمادهٔ حمل شدن کالا |
| MOQ (Minimum Order Quantity) | حداقل سفارش | کمتر از آن، کارخانه سفارش را قبول نمی کند |
| FCL (Full Container Load) | بار کامل کانتینر | یک کانتینر فقط برای شما؛ برای ورق و پروفیل رایج است |
| LCL (Less than Container Load) | بار پراکندهٔ کانتینر | فضای مشترک با دیگران؛ برای مقدار کم |
| TEU | واحد معادل ۲۰ فوت | کانتینر ۴۰ فوتی دو TEU حساب می شود |
| Demurrage | جریمهٔ توقف کانتینر در بندر | اگر در مهلت آزاد از بندر برنداشته شود، روزشمار می شود |
| Detention | جریمهٔ نگهداری کانتینر | وقتی کانتینر خالی دیر به کشتیرانی برمی گردد |
| Customs clearance | ترخیص گمرکی | طی کردن مراحل گمرک و پرداخت حقوق ورودی |
بارنامه بیشتر از هر سند دیگری روی زمان ترخیص اثر دارد، چون تعریف بارنامه در ویکی Designing Buildings آن را قرارداد و رسید کالا برای حمل کننده می داند. بدون نسخه یا ترتیب تحویل درست، کالا به دست شما نمی رسد. دو هزینهٔ demurrage و detention هم معمولاً در همین مرحله پیدا می شوند، و کسی که فقط به قیمت ورق نگاه کند، تا فاکتور بندر نمی بیندشان.
اگر می خواهید فهرستی از ۴۰ اصطلاح کلیدی انگلیسی در بازرگانی واردات و صادرات را با مثال های عمومی تر مرور کنید، در tejaratonline.ir هم می توانید چنین فهرستی را ببینید؛ واژه نامهٔ بالا فقط به ورق و پروفیل نزدیک تر است.
اشتباه هایی که گران تمام می شوند
به همان پیش فاکتور اول برگردیم. اگر سطر «Terms: FOB Mersin» را بشناسید، می دانید کرایهٔ دریایی، بیمه و ترخیص در ایران با شماست و باید برای آن ها بودجه بگذارید. اگر «Coating: Z275» را بخوانید، می دانید ورق چه پوششی دارد و می توانید با ورق رقیب مقایسه اش کنید. همین دو سطر، بدون هیچ بحث اضافه ای، نصف سؤال هایی را جواب می دهند که معمولاً بعد از رسیدن کالا پرسیده می شوند.
معمول ترین خطا این است که فقط سه حرف اینکوترمز را بخوانیم و نقطهٔ نام برده شده را نبینیم. «FOB» بدون نام بندر ناقص است؛ «FOB Mersin» روشن می کند ریسک از کجا به شما می رسد. خطای بعدی پذیرفتن واژه هایی مثل «approx.» یا «as per standard» است، بی آنکه استاندارد مشخص شده باشد: کدام استاندارد، کدام ویرایش، کدام رواداری؟
تکرار این پرسش ها وقت می گیرد، اما اصطلاحات انگلیسی واردات وقتی کامل فهمیده شوند، مذاکره را کوتاه تر می کنند. تأمین کننده ای که می بیند خریدار اینکوترمز و گواهی را می شناسد، کمتر سراغ ابهام می رود و پیشنهادش را دقیق تر می نویسد.
یک عادت ساده کمک می کند: هر اصطلاحی را که برای اولین بار دیدید، همان روز در یک فهرست شخصی بنویسید و کنارش مثالی از یک پروژهٔ خودتان بگذارید. بعد از چند محموله، این فهرست به مرجع شرکت تبدیل می شود و اعضای تازهٔ تیم هم بدون آزمون و خطا می توانند اسناد را بخوانند.
سه سطر پیش از امضای پیش فاکتور
اگر وقت ندارید همهٔ جدول ها را حفظ کنید، پیش از هر پرداخت این سه سطر را کنار پیش فاکتور بگذارید و با تأمین کننده تأییدشان کنید:
- اینکوترمز و نام دقیق بندر، مثلاً «FOB» همراه با بندر بارگیری، روی پیش فاکتور نوشته شده است.
- ضخامت به میلی متر، رواداری و جرم پوشش روی ورق به صورت عددی آمده است.
- گواهی آزمون کارخانه، گواهی مبدأ و فهرست بسته بندی در فهرست اسناد تحویلی هستند.